عوامل مهم در بهره وری کارکنان و بهره وری کارکنان و بهره وری کارکنان و بهره وری کارکنان

6 عامل مهم در بهره وری کارکنان

1-    ایجاد انگیزه در کارکنان

عوامل موثر بر ايجاد انگيزه

   در يك بررسي كلي مي توان گفت: انگيزه زماني به وجود مي آيد كه در كاركنان احساس امنيت و ثبات شغلي، مشاركت و نقش موثر در سازمان و همچنين شادابي و نشاط وجود داشته باشد. هر يك از اين موارد نيز نتيجه عوامل فرد ديگري است كه به آنها اشاره مي شود:

    در يك سازمان موفق اولين و مهم ترين ركن موفقيت را انتخاب صحيح و به جاي كاركنان مي دانند. امروزه نيروي كار توقعات بيشتري دارد و براي كار و زندگي مطلوب كاري اهميت خاصي قايل است. در نتيجه متخصصان امور نيروي انساني بايد مشاغل را طوري طراحي كنند كه كار در محيط سازمان براي كاركنان مطلوب و رضايت بخش باشد.
    شغل مناسب براساس دانش، مهارت، تجربه، علاقه و خصوصيات و توان فردي در انجام يك وظيفه معين تبيين مي گردد و لازم است تفكيك شغلي برپايه توانايي هاي فردي باشد و تقسيم تخصصي كار صورت گيرد.
    حين به كارگيري مشاغل و مهارت هاي گوناگون نبايد از جريان صحيح اطلاعات نيز غافل ماند؛ چرا كه به تبادل اطلاعات مفيد سازماني كمك مي كند. به هنگام سازماندهي مجدد به عنوان حامل انگيزشي مهم در همسو نمودن كاركنان با اهداف كوتاه مدت و بلندمدت سازماني ياري مي رسانند.

    عامل بعدي در ايجاد انگيزه، محرك هاي مادي است. يكي از چالش هاي مهم شركت ها تحول روش هاي پاداش است كه مردم را بر مي انگيزد. هرچه فردي كمتر پول به دست آورد، اهميت مقدار حقوقش بيشتر مي شود. هرچه افراد پول بيشتر به دست آورند و بيشتر براي كاري كه انجام مي دهند دلسوزي كنند، اهميت نسبي پول برايشان كمتر مي شود و پول جايش را به قوه تشخيص براي نيل به هدف و آزادي عمل مي دهد. به همان اندازه كه رقابت بين افراد با صلاحيت شديدتر مي شود. مشوق هاي مادي به تنهايي نمي توانند افراد درستكار را جذب كنند.
    براي كساني كه نگراني مادي ندارند، حس رفاه مهم تر از پول است و عواملي كه بر رفاه تاثير مي گذارند، عبارتند از: ارتباطات انساني، اعتماد متقابل، حس ارج نهاده شدن و احساس وجود عدالت. به علاوه، فرصت يادگيري مطالب جديد و درك استعداد شخصي به ايجاد حس مثبت در افراد كمك مي كند. مشوق هاي مثبتي هم كه نيازهاي معنوي و عاطفي افراد را ارضا نمايند، موثرتر از انگيزانند ه هاي منفي به شكل تهديدها يا مجازات ها هستند.

آخرين محرك انگيزه در كاركنان سازمان كه مورد بررسي قرار خواهد گرفت فرآيند آموزش است. هدف از آموزش آن است كه با افزودن به دانش شغلي فرد يا با آموزش مهارت ها و تخصص هاي به خصوص، رفتار و نگرش او در جهت مطلوب يعني نيل به اهداف سازماني تغيير كند، براي نيل به اهداف، هر سازماني بايد كادري از نيروهاي لايق و كارآمد در اختيار داشته باشد. از اين رو لازم است افرادي كه به استخدام سازمان در مي آيند، علاوه بر برخورداري از آموزش رسمي و همگاني، به آموزش تخصصي و حرفه اي نيز دست يابند تا دانش فني و مهارت هاي لازم را براي انجام شايسته وظايف محوله به دست آورند.

    آموزش خواست افراد تازه وارد نيست، بلكه براي كاركنان با سابقه و با تجربه نيز بايد بنا به ضرورت، دوره هايي ترتيب داد. در واقع تمام كاركنان در طول عمر كاري خود بايد به طور مداوم و مستمر آموزش ببينند تا در سمتي كه انجام وظيفه مي نمايند حداكثر كارايي و بهره وري را داشته باشند. يكي از اهداف اوليه در هر دوره آموزشي، ايجاد طرز فكر صحيح نسبت به كار و سازمان است و انتظار مي رود پس از پايان دوره، بينش و نگرشي در كاركنان به وجود آمده باشد تا رفتار آنها را در جهت مطلوب و همكاري موثر با سازمان تغيير دهد و ذهن آنان طوري شكل گيرد كه از اهداف سازمان پشتيباني نمايند.

2-  ایجاد گرایش مثبت:"گرایش همه چیز است!"

کارکنان خوشحال کارکنان بهره ور هستند. گرایش منفی می تواند، مثل یک راکت موجب نابودی بهره وری کارکنان شود.

"یک کارمند یا کارگر با گرایش مثبت معمولاً از کاری لذت می برد که در آن دارای اختیار باشد و در آن سهم داشته باشد"(هنینگ).

" یک کارمند از خود راضی و تن آسا نیز در واقع از کار لذت نمی برد، و تولیدش پایین است و تیم را پایین می کشد.

3-  رئیس بد یک مانع است!

چطور می توان انتظار بهبود داشت وقتی رئیس خراب باشد. یک یافته جدید نشان می دهد که بهره وری کارکنان بوسیله رابطه شان با سرپرست تعیین می شود. وقتی رئیس بد به وعده هایش عمل نمی کند، هرگز تشویق نمی کند، نظرات منفی می دهد، یا دیگران را به خاطر اشتباهتشان به شدت سرزنش می کند، در نتیجه سطح بهره وری به طور محسوس کاهش می یابد.

 یک سرپرست ضعیف در بسیاری از مواقع اولین عامل ایجاد بازده پایین است. چراکه یک سرپرست خوب انگیزه می دهد و خوب پاداش می دهد ولی یک سرپرست بد البته یک مانع است.

4-  بهره وری: در زمان بیماری و در زمان سلامت

موضوعات بهداشتی به طور طبیعی سهم بزرگی در توانایی کارمند و بهره وری او دارند، و شرکت ها این موضوع را درک می کنند. خستگی شغلی معمولاً ناشی از یک دامنه گسترده از مشکلات سلامت جسم و روان می باشد. خستگی هزینه ای نزدیک به 136 میلیارد دلار در سال در کاهش بهره وری ناشی از بیماری سهم دارد که 84 درصد آن به خاطر کاهش کارایی می باشد.

5-  استفاده از ابزار مدرن

همه روش های ذهنی مذکور در افزایش بهره وری مفیدند در صورتی که ابزارکار مناسب و به روز در اختیار کارکنان قرار گرفته باشد و ابزار مناسب یعنی تکنولوژی مناسب. شرکت هایی که ضرورت ابزارهای تکنولوژیکی مثل کامپیوتر نادیده بگیرند در خطر کاهش بهره وری قرار دارند. شرکت اینتل، معروف ترین شرکت سازنده نیمه رسانا دریافته است که نوت بوک های بیسیم باعث افزایش 100ساعت در سال برای هر کارمند می شوند که سود آن به مراتب بیش از به روز رسانی سیستم ها بوده است.

6-  کوچک سازی سازمانی و نیروهای برون سازمانی:

 هرچند این کار باعث افزایش بهره وری می شود ولی باید دانست که کارکنان برون سازمانی نیز نیاز به انگیزه و محرک دارند تا به جای کار واگذار شده به آنها بیشتر به کار دوم مشغول نشوند.

 

تهیه و تنظیم:

مهدی علی گل

کارشناس ارشد بهداشت حرفه ای

 

 

ادامه نوشته

سیستم هماهنگ جهانی طبقه بندی وبرچسب گذاری مواد شیمیایی(GHS)

 

"سیستم هماهنگ جهانی طبقه بندی وبرچسب گذاری مواد شیمیایی"

(GHS)

سیستم هماهنگ جهاني طبقه بندي و برچسب گذاري مواد شيميايي (GHS) نتيجه بيش از يك دهه تلاش است كه طيف وسيعي از كشورها، شركت هاي بين المللي و ساير شركتهاي ذيربط در آن درگير بوده اند. تلاش آنها در اين مدت سبب گسترش دانش كارشناسي در يك دامنه وسيع از سم شناسي گرفته تا ايمني حريق گرديد كه در نهايت منجر به ايجاد اراده و درخواست جمعي براي دستيابي به اين سيستم گرديد...

ادامه نوشته

سیلیس و سیلیکوزیس

سیلیس و سیلیکوزیس

سيليس نام كلي از مواد معدني با تركيب شيميايي سيليسيوم و اكسيژن بوده  كه بصورت اكسيد سيليسوم شصت در صد از لايه خاک را تشکيل می دهد و به دو شکل سيليس غير کريستالی[1]، سيليس كريستالي[2] با خصوصياتي از قبيل بدون بو، بدون رنگ، غير قابل تركيب( البته كوارتز اندكي در مايعات بدن بشكل اسيد سيليسيك حل مي شود و از طريق ادرار دفع مي گردد)  مي باشد(1)...

 

ادامه نوشته

مشخصات یک پوستر خوب

مشخصات یک پوستر خوب

یک پوستر خوب یک تکنیک تبلیغاتی قوی دارد و مطلب را سریعاً می رساند. برخی تازه کارها فکر می کنند باید تا می توانند در پوستر اطلاعات یا تصاویر پر کنند. این کار باعث می شود تا کار درهم برهم و پیچیده به نظر برسد. یک پوستر موثر ساده می باشد.

به وضوح پوستری جذاب است که برای گروه هدف خاص خود ساخته شده باشد. این کار می تواند با آوردن عکس یا مطالب مرتبط با آنها حاصل آید.

درست است که نباید اطلاعات خیلی زیادی را در پوستر به بیننده اش داد ولی این مطلب نیز صادق است که باید به آنها اطلاعات کافی برای متقاعد کردن آنها نیز بدهیم که این کار به مطالعه و تجربه نیاز دارد. همچنین در پوستر ادعاهایی نکنید که نتوانید از پس آن برآیید.

در پوستر های خوب به طور موثری از رنگ استفاده می گردد. پوستر های سیاه و سفید تاثیری به اندازه پوسترهای رنگی ندارند. رنگها بیننده بیشتری را به خود جذب می کنند. پوسترها یا بروشورهای تمام رنگی تاثیر خیلی قوی تری دارند. از روانشناسی رنگها نیز باید در هنگام به کارگیری آنها استفاده کرد. باید سعی کرد از رنگها به صورت استراتژیک و هدفمند استفاده کرد در غیر این صورت استفاده نادرست از رنگها تاثیر معکوس خواهد داشت.

چنانکه گفتیم بهترین پوسترها ساده ترین پوسترها هستند. برخی از پوسترها برای ساده تر شدن حتی از آوردن نوشته نیز خودداری می کنند و تنها از تصاویر استراتژیک و رنگهای متناسب استفاده می کنند. البته این مطلب به این معنا نیست که نباید از نوشته ها استفاده کرد اما همیشه باید تا حد امکان پوستر ساده باشد ولی قادر به انتقال مطلب نیز باشد. هر پوستری که شما طراحی می کنید باید یک پیام قوی داشته باشد. سعی نکنید موضوعات و مطالب مختلف را در آن بیاورید.

دیگر مشخصات یک پوستر خوب شامل موارد زیر می باشد:

R   ظاهر کلی خوبی داشته باشد و خوشایند باشد.

R   فضاهای خالی زیادی داشته باشد تا چشم استراحت کند..

R   گرافیک ها و متن ها به صورتی یکنواخت و جالب در پوستر پراکنده شده باشند.

R   فونت ها آنقدر بزرگ باشد که خواندن آن آسان باشد به طوریکه  که از 10 متری دیده شوند.

R   زبان آن برای گروه هدف آشنا باشد.

R   مطالب آن به خوبی سازماندهی شده باشد

R   مشخصات ارائه دهنده به طور کامل در آن آمده باشد.

R   حداقل به اندازه آ2 باشند.

R   بین بخش های مختلف پوستر یک وحدت و هماهنگی دیده شود که این حالت از طریق :

·      همپوشان کردن قسمت های مختلف یک طرح

·      استفاده از خطوط و حاشیه ها برای جدا کردن قسمت ها و گروههای مختلف یک طرح

·      دستکاری رنک های زمینه برای تاکید بر مطالب خاصی از پوستر

R   تعداد جملات و تصاویر اندکی به کار رفته باشد و تا حد امکان کوتاه و ساده باشند.

R   از رنگ ها برای جذابیت استفاده شده باشد(نارنجی، سبز، زرد و قرمز).

R   از انجا که چشم ها تمایل طبیعی برای قرائت مطالب  به این صورت را دارند پس:

 حرکت طراحی نیز باید به همین صورت باشد. در این صورت بهتر است در

 پوستر های فارسی عنوان در گوشه سمت راست پوستر قرار گیرد. اطلاعات

 جزئی اطلاعات تماس لوگو و ... بهتر است در گوشه سمت پایین قرار گیرند.

R   تاکید عنصر حساسی از پوستر است.  شما اگر بخواهید برخی از بخش های مثل تیتر و شکل و شعار طرح را تاکید کنید باید:

·      رنگ های بخش های مختلف را کونتراست یا تمایز بدهید.

·      سفید گذاشتن بخش هایی از پوستر برای رسیدن برای قابل شناخت کردن بخش های مختلف

·      کنتراست دادن نوشته ها یا شکل ها نسبت به زمینه

·      فونت یا اندازه آن را درشت کنید.

چند نمونه پوستر که بیشتر خصوصیات بالا را دارا هستند:

 

مهدی علی گل

کارشناس ارشد بهداشت  حرفه ای

 

برگه ارزشیابی پوستر

برگه ارزشیابی پوستر

پیشنهاد می شود که برای حالت ضعیف = 1، متوسط = 2، خوب = 3  و برای عالی عدد 4 را منظور نمایید.

عنوان پوستر:

ملاحظات(این معیار چگونه می تواند بهبود یابد؟)

رتبه

معیار

 

 

محتوی

 

منظور واضح

 

ارتباط و معنی داری

 

ضرورت

 

سازماندهی مطالب

 

دقت و صراحت

 

تاکید

 

مشخصات ارائه دهنده

......................

جمع

ملاحظات(این معیار چگونه می تواند بهبود یابد؟)

رتبه

طراحی و جانمایی

 

 

ترتیب

 

تعادل

 

داشتن فضای خالی

 

همگن بودن

 

استفاده مناسب از رنگ

 

تیترها و فونت ها

......................

جمع

ملاحظات(این معیار چگونه می تواند بهبود یابد؟)

رتبه

گرافیک

 

 

عکس(ها)

 

نمودارها و کارهای هنری

 

اندازه پوستر

 

تباین مناسب تصاویر

......................

جمع

اعداد بین 18تا30  = ضعیف، بین 31 تا 45 =متوسط، بین 46 تا 60  = خوب و بین 61 تا 72  نشانگر عالی بودن پوستر است.

......................

چمع نهایی همه معیارها

 

تهیه و تنظیم: مهدی علی گل(کارشناس ارشد بهداشت حرفه ای)

)

برنامه ملی حذف آزبست

کاهش و حذف آزبست از محیط های کار به منظور حفظ و ارتقاء سلامت کارگران تا پایان سال 91

آزبست[1] نام گروهی از ترکیب‌های معدنی منیزیوم و سیلیسیوم است که بیشتر در طبیعت به صورت الیاف معدنی و سنگ یافت می‌شود. این مواد به خاطر مقاومت زیادی که در برابر گرما و آتش دارند به عنوان مواد نسوز بکار می‌روند...

 

 

ادامه نوشته

کارشناس بهداشت حرفه ای و کارشناس بهداشت حرفه ای و کارشناس بهداشت حرفه ای:

کارشناس بهداشت حرفه ای:

متخصصی است که با داشتن مدرک کارشناسی یا بالاتر در رشته بهداشت حرفه ای مسئولیت های مختلف مرتبط با ایمنی و بهداشت کارگران و کارکنان را به انجام می رساند. طیف کاری این کارشناسان از شرکت ها و کارخانجات تولیدی و صنعتی گرفته تا مراکز بهداشتی و بازرسی محل های کار و کار در شرکت های ارائه دهنده خدمات بهداشت حرفه ای ادامه می یابد. در آمد متوسط این کارشناسان با مدرک کارشناسی بین ۲۰۰ هزار تا یک میلیون تومان در سطح صنایع و بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان در مراکز بهداشتی و دولتی است.

 

 کارشناس بهداشت حرفه ای: کارشناس بهداشت حرفه ای: کارشناس بهداشت حرفه ای و کارشناس بهداشت حرفه ای و کارشناس بهداشت حرفه ای: کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:کارشناس بهداشت حرفه ای:hdlkd

تعریف حالت طبیعی مچ

Definition: The Natural Wrist Position is the posture the wrist and hand assume when at rest.

The Natural Wrist Position is characterized by:

·         a straight, unbroken wrist

·         the hand rotated to a relaxed position (30-60 degrees)

·         the fingers curled and at rest

·         the thumb straight and relaxed

Also Known As: Neutral Wrist Position, Natural Wrist Posture

دسته بندی انواع حریق

د سته بندي انواع حريق

براي سهولت در پيشگيري و كنترل آتش سوزي ، حريق ها بر حسب ماهيت مواد سوختني به دسته هاي مختلفي تقسيم مي كنند . در امريكا و ژاپن توسط مراجع رسمي حريق در چهار دسته (  D، C، B ،A) در اروپا و استراليا به پنج دسته ( E، D، C ،B، A  )  تقسيم بندي شده است . دسته A در همه تقسيم بندي ها مواد جامدي است كه خاكستر بجا مي گذارد . دسته B  مواد نفتي و مايعات قابل اشتعال . دسته D شامل فلزات قابل اشتعال  مي باشد . در تقسيم بندي امريكايي دسته C  آتش

دسته D شامل حريق هاي الكتريكي منظور شده است . اما در تقسيم بندي اروپايي اين دسته شامل گاز هاي آتش گير مي باشد و دسته E شامل حريق الكتريكي است . اخيرا دسته جديدي تحت عنوان Kيا  Fاضافه شده است كه بعلت وسعت حريقها جاي خود را باز نموده است . اين دسته مربوط به حريق آشپز خانه و روغن هاي آشپزي است .

از آنجايي كه تقسيم بندي مورد تاييد كشور ما تقسيم بندي اروپايي است كه مورد تاييد ISO نيز مي باشد ، ما در اينجا به توضيح در خصوص اين تقسيم بندي مي پردازيم .

 

آتش دسته A

 اين نوع آتش سوزي از سوختن مواد معمولي قابل احتراق ، عموما جامد و داراي تركيبات آلي طبيعي يا مصنوعي حاصل مي شود . اين منابع كاغذ ، پارچه ، چوب ، پلاستيك و امثال آن است كه پس از سوختن از خود خاكستر به جا مي گذارند . خاموش كننده هايي كه براي كنترل آن بكار مي روند علامتي مثلث شكل و سبز رنگ با نشان A  دارند . مبناي اطفاء آنها بر خنك كردن است .

 

آتش دسته B

اين آتش در اثر سوختن مايعات قابل اشتعال يا جامداتي كه به راحتي قابليت مايع شدن دارند ( عموما مواد نفتي و روغنها ي نباتي ) پديد مي آيد . خاموش كننده هايي كه براي اين دسته مناسب هستند داراي برچسب مربع قرمز رنگ با علامت B  هستند . اطفاء اين حريق عموما مبتني بر خفه كردن است .

 

آتش دسته C

اين دسته شامل آتش سوزي ناشي از گازها يا مايعات يا مخلوطي از آنهاست كه براحتي قابليت تبديل به گاز را دارند مانند گاز مايع و گاز شهري ، اين گروه نزديكترين نوع حريق به دسته B  مي باشد و خاموش

 

 

كننده هاي مربوطه با علامت C  در مربع آبي رنگ مشخص مي شوند . راه اطفاء اين حريق خفه كردن و سد كردن مسير نشت مي باشد .

 حريق هاي اين دسته ناشي از فلزات سريعا اكسيد شونده مانند منيزيم، سديم ،پتاسيم و امثال آن مي باشد و خاموش كننده هاي مناسب براي اطفاء آنها با علامت ستاره زرد رنگ با نشان D مشخص مي شوند .

آتش دستهE

اين دسته شامل حريقهاي الكتريكي مي باشد كه عموما در وسايل الكتريكي و الكترونيكي اتفاق مي افتد مانند  سوختن كابلهاي تابلوبرق يا وسايل برقي و حتي سيستم ها ي كامپيوتري ، نامگذاري اين دسته نه بخاطر متفاوت بودن نوع ماده سوختني بلكه بخاطر مشخصات وقوع ، اهميت و نوع دستگاه است كه حريق در آنها رخ مي دهد . راه اطفاء اين دسته قطع جريان برق و خفه كردن حريق با گاز CO2 يا هالن و هالوكربن مي باشد . خاموش كننده هايي كه قابليت كنترل آن را دارند با حرف E نشان داده مي شوند.

روشهاي عمومي اطفاء حريق :

اصولا اگر بتوان يكي از اضلاع هرم حريق ( حرارت ، اكسيژن ، مواد سوختني يا واكنش هاي زنجيره اي) را كنترل و محدود نموده يا قطع كرد ، حريق مهار مي شود.روشهاي عمومي بر اساس ماهيت حريق به اشكال زير مي باشد :

الف- سرد كردن

ب- خفه كردن

ج- سد كردن يا حذف ماده سوختني

د- كنترل واكنش هاي زنجيره اي

 

سرد كردن

يك روش قديمي و متداول و موثر براي كنترل حريق ، سرد كردن است . اين عمل عمدتا با آب انجام مي گيرد . يكي ازخواص گاز دي اكسيد كربن نيز سرد كردن آتش مي باشد . ميزان و روش بكار گيري آب در اطفاء حريق اهميت دارد ، اين روش براي حريق هاي دسته A مناسب مي باشد .

 

 

خفه كردن

خفه كردن، پوشاندن روي آتش با موادي است كه رسيدن اكسيژن به محوطه آتش گردد. اين روش اگرچه در همه حريق ها موثر نيست ولي روش مطلوبي براي اكثر حريق ها مي باشد  . مورد استثناء موادي است كه در حين سوختن اكسيژن توليد مي كنند ، مانند : نيترات و زنجيره هاي آلي اكسيژن دار مثل پراكسيد هاي آلي R-O-O-H يا R-COOR

وR-NO3 همچنين موادي كه سرعت آتش گيري در آنها زياد است مانندديناميت ، سديم ، پتاسيم  كه از اين قاعده مستثني هستند . موادي كه براي خفه كردن بكار مي روند بايستي سنگين تر از هوا بوده و يا حالت پوششي داشته باشند . خاك ، شن ، ماسه . پتوي خيس نيز اين كار را مي توانند انجام دهند.

 

 

 

حذف مواد سوختني

اين روش در ابتداي بروز حريق امكان پذير بوده و با قطع جريان ، جابجا كردن مواد ، جدا كردن منابعي كه تاكنون حريق به آنها نرسيده ، كشيدن ديوارهاي حائل و يا خاكريز و همچنين رقيق كردن ماده سوختني مايع را شامل مي گردد.

 

كنترل واكنش هاي زنجيره اي

براي كنترل واكنش هاي زنجيره اي استفاده از برخي تركيبات هالن مانند CBrF3(1301)  ،  CBrClF2 (1211) ،C2F2Br2(2402) و جايگزينهاي آن و برخي تركيبات جامد مانند جوش شيرين (K2CO3 ) موثر مي باشد . اين عمل براي كنترل حريق مشكل تر و گرانتر از ساير روشهاست ولي مي تواند بصورت مكمل براي مواد پر ارزش بكار رود.

 

مواد خاموش كننده آتش

موادي كه بعنوان خاموش كننده آتش به كار مي روند در 4 دسته قرار مي گيرند . بدليل لزوم سرعت عمل و افزايش پوشش خاموش كننده ها ، مي توان از دو يا چند عنصر خاموش كننده بطور همزمان استفاده نمود . طبعا هر كدام از مواد ياد شده در اطفاء انواع حريقها داراي مزايا و معايبي مي باشند . اين گروه شامل گروههاي زير است :

 

الف – مواد سرد كننده (آب ،CO2 )

ب_ مواد خفه كننده (كف - CO2 – خاك – ماسه )

ج – مواد رقيق كننده هوا ( N2 – CO2 )

د- مواد محدود كننده واكنش هاي زنجيره اي شيميايي ( هالن و پودر هاي مخصوص )

 

آب

استفاده از آب براي كنترل حريق يكي از ساده ترين و در عين حال موثر ترين روشي است كه  تمام افراد با آن آشنا مي باشند. همان اندازه كه استفاده از آب مي تواند در خاموش كردن آتش مفيد با شد به همان اندازه هم مي تواند در استفاده نابجا ايجاد مخاطره و گسترش حريق يا خسارات نمايد .

 

مزاياي آب

1-    فراوان و ارزان است ، خصوصا كه براي اين منظور تصفيه كامل آن لازم نيست .

2-    ويسكوزيته پايين و قابليت انتقال آسان داشته و در مجاري فلزي ، لاستيكي و برزنتي براحتي جاري مي شود .

 

 

3-  داراي ظرفيت گرمايي ويژه بالايي بوده كه آن را بصورت يك سرد كننده مطلوب مطرح مي كند . ظرفيت گرمايي آب 5 برابر آلومينيوم و 10 برابر روي و مس  مي باشد . مهمتر از آن اينكه گرماي نهان تبخير آب بسيار بالا بوده و گرماي زيادي هنگام تبخير جذب مي كند .

4-  غير قابل تجزيه بر اثر حرارت است ، حتي در دماي بالا نيز تجزيه نمي شود . بطوري كه در 2000 درجه سانتيگراد تنها يك دهم مولكولهايش تجزيه مي شوند.

5-  توان سرد كنندگي بالايي دارد بطوري كه در حجم مساوي ، 5/6 برابر سرد كننده تر از CO2 است . هر ليتر آب مي تواند هنگام تبخير حدود 550 كيلو كالري گرما جذب نمايد و هر متر مكعب آب نيز براي افزايش دمايي به اندازه 10 درجه گرمايي حدود 10000 كيلو كالري گرما جذب مي كند.

معايب آب

1-    سنگين وزن است لذا حمل ونقل آن در اطفاء متحرك مشكل است .

2-    هادي الكتريسيته است ، در محل هايي كه جريان برق وجود دارد ، خطر برق گرفتگي را افزايش مي دهد .

3-  آ ب داراي خطر تخريب است ، زماني كه آب تحت فشار پاشيده شود قدرت تخريب باليي دارد كه گاهي كمتر از خود حريق نيست .

4-  هنگام اطفاء حريق مواد و محصولات در اثر تركيب با آب دچار خسارت مي گردند . مانند داروها ، اثاثيه ، كارتنهاي بسته بندي ، رنگها و محصولات توليدي .

5-  به خاطر افزايش حجم آب هنگام تبخير در هنگام پاشيدن به روي مايعات قابل اشتعال مثل نفت يا روغن باعث پرتاب شدن مايعات ، انفجار و پاشش آن شده و گسترش حريق را باعث مي شود .

6-    بدليل كشش سطحي آب نفوذ آن به داخل تل مواد ( تل ذغال سنگ ، خاك اره و مانند آن ) محدود است .

كف آتش نشاني

كف بصورت محلول تهيه مي گردد . كف در هنگام پاشيده شدن توسط سر لوله كف ساز با هوا و آب مخلوط شده و حباب سازي مي گردد . كف در هنگام استفاده ، با گسترش فراواني كه دارد مي تواند روي حريق را پوشانده و مانع رسيدن اكسيژن و صعود گازهاي ناشي از حريق مي گردد . نكته مهم دراستفاده از كف ، توسعه خوب آن و پخش شدن روي سطح ماده احتراقي مخصوصا مايعات قابل اشتعال بدليل سبكي آن مي باشد .

 

 

 

پودر هاي خاموش كننده

استفاده از برخي از مواد شيميايي كه معمولا داراي  بنيان كربنات ، سولفات يا فسفات مي باشند يكي از راه هاي متداول و ساده براي خاموش كردن آتش از طريق خفه كردن آن است . اين تركيبات براحتي براياطفاء انواع حريق C،B،A بكار مي روند . به همين دليل در استفاده هاي عمومي معمولا اين تركيب خاموش كننده توصيه مي شود . به اين تركيبات پودر شيميايي گفته مي شود . پودر شيميايي اگر چه براي حريق دسته A كاربرد دارد ولي بدلايل اقتصادي توصيه نمي گردد مگر اينكه مواد در حال اشتعال پر بها باشند يا استفاده از آب ماهيت آنها را تغيير دهد .

پودر شيميايي روي حريق پاشيده شده و باعث پوشاندن آتش و جلو گيري از رسيدن اكسيژن مي گردد . پودر ها در حرارت بالاي 60 درجه سانتيگراد پايداري خوبي ندارند و امكان  چسبندگي آنها در كپسول زياد مي گردد . قطر دانه هاي پودر بسته به نوع مواد و شركت سازنده حدود 75-10 ميكرون مي باشد . هرچه قطر ذرات ريزتر باشد پودر موثرتر است .پودر شيميايي تحت فشار ازت يا CO2 در سطح قاعده حريق به صورت جارويي پاشيده شده و در صورتي كه افراد آموزش كافي ديده باشد براحتي آتش را خاموش مي نمايند .

پودر خشك

اين پودر براي خاموش كردن حريق فلزات قابل اشتعال مثل سديم ، پتاسيم ، منيزيم و مانند آن بكار مي رود .

گاز CO2

دي اكسيد كربن گازي است غير قابل احتراق ، بي بو ، غير سمي و سنگين تر از هوا كه داراي چگالي5/1 بوده و هادي الكتريسيته نيست . مكانيسم عمل آن هنگام حريق به سه صورت است : اول خفه كردن آتش با تشكيل يك لايه سنگين مقاوم در مقابل عبور هوا ، دوم رقيق كردن اكسيژن هوادر اطراف محوطه حريق و سوم سرد كردن آتش .

يكي از خصوصيات مهم گاز CO2 اين است كه باعث خسارت به مواد موجود در محيط حريق نمي شود لذا در مواردي كه مواد با ارزش دچار حريق مي شوند مناسب تر از اب است CO2 براي حريق هاي الكتريكي و الكترنيكي بسيار مناسب است زيرا بدليل عدم هدايت برق و عدم وجود مواد باقيمانده باعث اتصال يا خرابي در حساس نمي گردد .

 

تركيبات هالوژنه ( هالن )

مواد هالوژنه از مشتقات4 CH يا C2H6 مي باشند كه بجاي يك يا چند عنصر هالوژنه  (شامل I، Br ،Cl، F) جايگزين شده است . هالن در هنگام اطفاء بدون بجاي گذاشتن اثرات تخريبي و باقيمانده بر روي مواد و دستگاه ها مي تواند بطور بسيار موثري ايفاي نقش نمايد . مكانيسم اثر هالن تا حدودي مشابه CO2 بوده و چون سنگين تر از هوا هستند مي توانند بسرعت روي حريق را پوشانده و

 

مانع رسيدن اكسيژن گردند . بعلاوه پاشش اين مواد بر روي حريق مي تواند باعث رقيق شدن اكسيژن هوا در اطراف حريق شده و آن را مهار نمايد . اين مواد با نسبت افزايش حجم حدود   برابر هنگام تغيير فاز از حالت مايع به بخار بيش از  برابر افزايش حجم بيشتري نسبت به دي اكسيد كربن دارند . به همين دليل در وزن مساوي قدرت خاموش كنندگي آنها 3-2 برابر CO2 مي باشد . هالن مي تواند در هنگام مجاورت با آتش از سرعت واكنش هاي زنجيره اي بكاهد و بصورت موثر تري آتش را مهار نمايد به همين دليل در شرايط يكسان براي خاموش كردن آتش ميزان مورد نياز هالن كمتر از يك چهارم ميزان CO2 مورد نياز براي اطفاء است .

خاموش كننده هالن براي محدوده هاي كوچك ولي مهم تجهيزات يا مواد قابل اشتعال مانند ماشينهاي الكترونيكي و الكتريكي ، حريق هاي مواد جامد پر ارزش ، سايتهاي ديسپاچينگ ، مراكز مخابراتي و مانند آن كاربرد دارد

 

آنتروپومتری Anthropometry

آنتروپومتری Anthropometry

آنتروپومتری Anthropometry کلمه یونانی است که از دو واژه Anthropo به معنی انسان (گونه انسان) و metry به معنی سنجش، تشکیل شده است.
به طور کلی اندازه گیری ابعاد بدن در دو وضعیت صورت می گیرد :
۱ – وضعیت ساکن ( ثابت ) (Static anthropometry)
۲ – وضعیت متحرک (Dynamic Anthropometry)

در وضعیت ثابت اندازه گیری بدن در حالتی صورت می گیرد که بدن هیچ گونه حرکتی نداشته باشد و این اندازه گیری را اصطلاحاً آنتروپومتری استاتیک می گویند. در وضعیت متحرک اندازه گیری ابعاد بدن در حالتی که بدن در حالت حرکت می باشد، صورت خواهد گرفت. این اندازه گیری آنتروپومتری دینامیک گفته می شود.
به طور کلی آنتروپومتری شامل اندازه گیری اندازه های مختلفی از طول بدن، وزن و حجم اندام ها، فضای حرکتی و زوایای حرکتی هر یک از این اندازه ها بوده و در نهایت تهیه آمار و اطلاعات منتج از آن در تعیین شکل و اندازه ابزار و وسایلی است که در محیط کار مورد استفاده این افراد قرار می گیرد.

به طور کلی آنتروپومتری در دو زمینه کاربرد دارد :
۱ – برای تطبیق و تناسب ماشین با انسان در جهت راحتی و افزایش راندمان کاربر
۲ – جهت استاندارد سازی وسایل و تجهیزات مورد استفاده برای یک فرد یا کل جامعه
در این زمینه علاوه بر ابعاد بدن، نوع وسایل مورد استفاده، جنس، میزان تحمل نیرو و فشار و سایر فاکتورهای مربوط به انسان از قبیل سن، جنس، نژاد، ساختار بدنی ( ورزش کار، چاق، لاغر )، نوع شغل، رژیم غذایی، وضعیت سلامتی، وضعیت بدن یا پوسچر ( Posture )، زمان ( ابتدای روز، پایان روز)، تغییرات ارادی ( مثل منقبض کردن عضله )، لباس و تجهیزات فردی مورد توجه قرار می گیرد. که البته مهم ترین آنها سن، جنس و تفاوت های نژادی می باشد.
در بعضی شرایط فضای کار و تجهیزات منحصراً مختص یک استفاده کننده معین طراحی می شود مانند سفارش لباس به خیاط، مدل های لباس زنانه و صندلی اتومبیل های مسابقه که مواردی از این دست هستند.

اگر به محصولات و کالاهایی که در محیط زندگی وجود دارد خوب بنگرید، متوجه خواهید شد که بیشتر این محصولات در واقع برای کمک به انسان و راحت تر و سریع تر انجام دادن وظایف روزانه شان پدید آمده اند.
از آن جایی که در بیشتر این موارد، این انسان است که از این وسایل و ابزارها استفاده می کند بنابراین طراحان و مهندسین باید برای اطمینان یافتن از راحتی، ایمنی، کارایی و سلامت استفاده از این کالاها حتماً توانایی ها و محدودیت های فیزیکی و بدنی انسان را در طراحی و ساخت وسایل در نظر بگیرند.

طراحی از دیدگاه آنتروپومتری شامل انطباق و هماهنگی و ابعاد و اندازه های بدن با ابعاد و اندازه های محل کار یا ابزار وسیله مورد استفاده است. آنتروپومتری در واقع بخشی از دانش ارگونومی و شاخه ای از فیزیکال آنتروپومتری است که موضوع آن سنجش و اندازه گیری ابعاد و اندازه های ظاهری قسمت های مختلف بدن انسان است. چون دانستن ابعاد و اندازه های اعضای مختلف بدن برای طراحی ارگونومیکی بسیاری از وسایل زندگی ضروری است دانش آنتروپومتری نیز با اندازه گیری و ارائه اندازه های مختلف بدن (مانند طول دست و پا عرض شانه و کتف ها و ... ) و تعیین میدان حرکتی یا محدوده حرکت آن ها به طراح کمک می کند تا به میزان زیادی بر ایمنی، سلامت و کارایی بازده طرح خود بیافزاید و از هر جهت یک طرح مناسب ارائه دهد.